دانلود رمان همیشه در یاد از آتنا تفنگدار به صورت pdf

دانلود رمان همیشه در یاد از آتنا تفنگدار به صورت pdf
مشخصات دانلود رمان همیشه در یاد از نودهشتیا
نام رمان: همیشه در یــــاد
نویسنده: آتنا تفنگـــــدار | کاربر انجمن نودهشتیا
ژانر: عاشقانه
فرمت: PDF
مناسب برای: گوشی، تبلت، لپتاپ، سیستم، آیفون
خلاصه دانلود رمان همیشه در یاد از سایت نودهشتیا:
روایت زیبای دل دادگی. حکایت عشقی که در واپسین لحظاتِ جوانه زدن، اسیر جادوی سیاه فراموشی می شود.
بخشی از رمان:
این رفتارها اصال درست نیست ها، آقا فرهاد. نه سالمی، نه علیکی، قهر میکنی میری؟!
خب من که گفتم ببخشید، حواسم نبود. از دستت ناراحت شدم چون فکرش رو نمیکردم که فکر کنی از
قصد خیست کردم. اصال از کجا میدونستم که اومدی؟ اصال ماشینت کو؟ عمو کجاست؟
فرهاد ایستاد و با صدای بلند خندید و گفت:
_یکم نفس بکش دختر.
نیکا دستهایش را مقابل صورتش قالب کرد و گفت:
_خندیدی؛ یعنی قهر نیستی. آشتی؟
سپس خیره نگاهش کرد و تندتند پلک زد. فرهاد گونهاش را نیشگون گرفت و گفت:
_آشتی، آشتی.
نیکا خندان دست دور کمرش حلقه کرد:
_آخ جون، فرهاد جونم آشتیه!
فرهاد او را از خود جدا کرد و لبخندی زد و رفت. نیکا گفت:
_لباسهات رو که عوض کردی، بیا؛ خیلی حرف دارم.
سپس به سمت گلهایش رفت و خاک گلدانهای دور حوض را عوض کرد. در همین حین در باز شد و
ماشین فرهاد _که تارخ پشت فرمانش بود_ داخل شد. نیکا به سمتش رفت و به سیما سالم داد.
_سالم به باغبان دوست داشتنی خودم، خوبی؟
_ممنون سیما جون. عمو سالم.
_سالم به روی ماهت. مثل همیشه افتادی به جون این گلدونهای زبون بسته؟
نیکا خندهای کرد که سیما پرسید:
_کال ِس امروز چطور بود نیکا؟
همانطور که به سمت پلههای ورودی ساختمان میرفتند، نیکا جواب داد:
_خوب و جذاب بود. فقط کالس مختلط بود؛ خیلی خجالت کشیدم.
تارخ گفت:
_نیکای عمو از کی تا حاال خجالتی شده؟! تو که پدِر پسرعموهای بیچارت رو درآوردی!
_عمو! خب از اونا خجالت نمیکشم.
سیما گفت:
_عادت میکنی. سال دیگه که دانشگاه قبول شدی، دیگه برات عادیه.